حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

267

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

« حقّ عزّ و علا بكوفه بر همه شهرها حجّت كرفت . بمؤمنان كوفه بر همه أهل شهرها از مؤمنان ، و به شهر قم بر همه شهرها حجّت گرفت ، و بأهل قم بر همه أهل مشرق و مغرب از جنّ و انس حجّت گرفت ، و حقّ عزّ و علا قم و اهل قم را بر روى زمين از جنّ و انس هركز مستضعف نكذاشت ، و همه اوقات ايشانرا بتوفيقات و تآئيدات سبحانى مشرّف كردانيد . و بعد از آن فرمود كه : دين و اهل دين بقم خوار باشند ، و اگر نه چنين بودى مردم بقم و جانب قم شتابان شدندى ، و جون مردم بذان مسارعت نمودندى و بشتافتندى ، قم خراب شدى ، و اهل آن باطل شدندى ، و خذائرا بقم و اهل قم بر ديكر شهرها حجّت نماندى . و جون حال بذين رسيدى ، و حجّت خذا بر خلق نماندى ، آسمانها و زمينها بر جآى نائيستادندى ، و خلائق طرفة العينى مناظره و حجّت بر يكديكر نياوردندى . و در همه اوقات و ساعات بلا از قم و اهل قم مدفوعست ، و زود باشد كه روزكارى درآيد كه خذائرا بر همه خلايق حجّت باشد بقم و اهل قم ، و اين در زمان غيبت قائم آل محمّد بود ، قم و اهل قم قآئم مقام حجّت شوند ، تا بوقت ظهوركردن قائم عليه السّلم ، و اكر حق عزّ و علا قم و أهل قم را قائم مقام حجت نكرداند ، از مدّت غيبت او تا بوقت ظهور او ، عالم و هر چه دروست به زمين فرو شود با اهلش ، و خراب كردد . و بدرستى و راستى كه فرشتكان هميشه بلا از قم و اهل قم دفع مىكرداند ، هيچ جبّارى و كردنكشى بقم و أهل قم ببد قصد نكنند ، الّا كه حق عزّ اسمه [ كه ] شكنندهء جبّاران است او را بشكند ، و قهر و قمع كند ، و آن جبّار را از قم و اهل قم مشغول كرداند به چيزى ديكر ، و آن جبّار را بداهيهء و مصيبتى و دشمنى مبتلا كرداند ، تا او بسبب آن دشمن و واقعه ، از قم و اهل قم خاطر او فارغ شود ، و بذان نپردازد . بعد از آن فرمود كه : حقّ سبحانه و تعالى ، جبابرهء روى زمين را - در ايّام دولت ايشان - ذكر قم و ياد آن از خاطر ببرد ، تا ايشان قم و اهل قم را فراموش كنند ، جنانج ذكر